سفر

 

سفر،

یعنی اینکه تو بادیدن یک درخت احساس کنی برای اولین باراست آن درخت را

می بینی. و گرنه این همه خلبان وراننده شب وروز ازجایی می روند به جای دیگر.

هیچ درختی هم برایشان تازگی ندارد.

این که سفر نیست.

 

 

سفر یعنی دورشدن از یکنواختی.

وسعت دید، نسبت مستقیم دارد به بعد مسافت.

هرچه دورتر ،وسعت دید بیشتر.

 

 

و من این را پیش از سفر نمی دانستم.

سفر یعنی اینکه وقتی صبح ازخواب بیدار شدی، تعجب کنی 

واز خودت بپرسی "من اینجا چه می کنم؟!"

 

 

 

"تماما مخصوص"

عباس معروفی

/ 1 نظر / 13 بازدید
همایون

بسیار زیبا بود تشکر [لبخند][گل][گل][گل][گل][گل]