یادگاری که دراین گنبددواربماند...

 

 

عشق، با سیاست چه نسبتی دارد؟ 

سخن گفتن از عشق در شرایطِ بحران آمیز و خفقان آور سیاسی_اجتماعی، چه

حکمی دارد؟ آیا باید در این شرایط عشق را وداع گفته و از عشق گفتن و سرودن را

تعطیل کنیم ؟ و مثل دکتر شریعتی)، بر سعدی بتازیم که : " خدا مرگت بده که تو شاعر

قرن هفتمی؛ قرنی که مغول ازشرق و صلیبی ها از غرب این سرزمین را حمام خون

ساخته اند" چرا عاشقانه میسرایی :

 

 

درخت، غنچه بر آورد و بلبلان مستند

جهان، جوان شد و یاران به عیش بنشستند!...

بر این باورم که روشنفکر فقید، علی شریعتی، در این داوری به راه خطا رفته است. 

آیا نمی شود بر خلاف نظر شریعتی، سعدی را تحسین کرد که در شرایطی آنچنانی ،

چراغِ تغزّل را در شبستانِ جان های مأیوس و غمزده ی ایرانیان روشن کرده و نگذاشته

رؤیاهای (ولو تلخ) ایرانیان، از تغزل و غِنا و عشق تهی شود و عواطف انسانی در ترکتازی

مغولان به بادهای فراموشی سپرده شود؟ 

 

در آن لحظه های گداخته و جان فرسا و تاب سوز ، عاشقانه های زمینی سعدی، پرواز

اندیشه در افق های دیگرِ همین جهان را ممکن می ساخت و مگر ملت بی رؤیا و نومید

می تواند آینده ای داشته باشد ؟

 


"عبدالحمید ضیایی"

/ 3 نظر / 4 بازدید
ملاحت

راحله جان عنصر حساسیت در اندیشه دکتر شریعتی نوعی نگرش صفر یا یک فراهم کرده بود که شاید اگر طولزندگی ایشون بیشتر میشد عرض زندگی شون هم بیشتر میشد و اون حساسیت ها و محدویت های قضاوت ناشی از اونا کم میشد ..به حضرت سعدی گیر نده یهو از عالم بالا سرک میشه میگه: دشنام همی دهی به سعدی..من با دولب تو کار دارم[شیطان]

همایون

سلام دوست خوبم بنظر من بسیار عالی نوشتید تشکر [لبخند][گل][گل][گل][گل][گل]

همایون

درود فراوان بر بهترین دوستم از هم اکنون سال جدید را تبریک میگویم شاد و سر بلند باشید [لبخند][گل][گل][گل][گل][گل]