ازنامه ها

   

ازنامه هایی که نوشته ام(2):

 

برای پائولو کوئیلو

 

 

 

ای همه هستی زتوپیداشده

 

خاک ضعیف ازتوتوانا شده

 

 

آنچه تغیرنپذیردتویی

 

وانکه نمرده است ونمیردتویی

 

 

تاکرمت راه جهان برگرفت

 

پشت زمین بارگران برگرفت

 

 

دست ازین پیش که داردکه ما

 

زاری ازین بیش که داردکه ما

 

 

چارۀ ماسازکه بی یاوریم

 

گرتوبرانی به که روی آوریم

 

 

 

باسلامی گرم

 

بادرودی پاک

 

می آغازم این پیغام

 

آقای کوئیلو

 

من یکی ازمیلیونهاخواننده کتابهای شمااز کشورایران هستم.اولین باردرمقاله ای

 

درروزنامه "صبح امروز"باعنوان "داستان کتابهایم"باشماآشنا شدم که درآن

 

ازخاطرات اقامت دربیمارستان روانپزشکی  نوشته بودید.چون مرتبط باحرفه ام

 

بود آنرامطالعه نمودم وعلاقمندشدم ودرصددبرآمدم که کتابهایتان راتهیه

 

ومطالعه کنم.اکنون که این نامه را میفرستم- وامیدوارم به دستتان برسد*-

 

کتابهای "مکتوب،مبارزان راه روشنایی،رودخانه پیدرا،کیمیاگر،دیداربافرشتگان

 

وورونیکا"راخوانده ام.

 

 

آقای کوئیلو

 

نمیدانم شماچقدربادین اسلام آشنایی داریداماواقعاًحیفم می آیدکه شمادینی

 

غیرازاسلام داشته باشید.می دانید؟حرفهای شما،باورهاواعتقادات

 

شمابسیاربسیاربه باورهای مامسلمانان نزدیک است ودرخیلی موارد منطبق

 

است.ازاعتقادبه تثلیث که بگذریم شمادقیقاً روح دین مسیحیت رادرک 

 

وباورکرده اید وچون روح همه ادیان الهی به اعتقادمامسلمانان یکی است

 

،تفاوتی درآنچه شما می پرستیدوعمیقااحساس می کنید وآنچه مابدان معتقدیم

 

وجودندارد.وقتی "دیداربافرشتگان "راخواندم گریه ام گرفت! ازشادی اینکه تنها

 

نیستم وباوجودهمه فاصله های زمانی،مکانی وفرهنگی حس کردم که چقدربه

 

شماوکریس نزدیکم وچقدردوستتان دارم.دانستم که ما دراین کرۀ خاکی

 

تنهانیستیم وچقدرخوب است که آدم بداندهمراه وهمفکری داردحتی اگراین

 

فردآنطرف دنیا ،آنطرفترازکوههاودریا ها باشد.

 

می دانید؟اینکه می گوئید:  "هنگامی که شماچیزی میخواهید،همۀ جهان دست به

/ 0 نظر / 4 بازدید