.


زخم چو بر دل رسید، دیده پر از خون چراست
چون تو درون دلی نقش تو بیرون چراست

خود به جهان در مرا یک دلکی بود و بس 
ما همه چون یک دلیم قصد شبیخون چراست

چون به ترازوی عشق هر دو برابر شدیم 
مهر تو کم می شود عشق من افزون چراست

پیشترک مر مـــرا دوســت ترک داشــتی 
من نه همان دوستم؟ دشمنی اکنون چراست

بر همــه خسته دلـان دادگــری کرده ای 
چون به نظامی رسید قصه دگرگون چراست؟
 

/ 4 نظر / 4 بازدید
همایون

سلام دوست خوبم انتخاب های شما واقعا عالیست تشکر از تمامی زحمات شما [لبخند][گل][گل][گل][گل][گل]

رهرو

سلام قشنگ بود ای با همه کس به صلح و با ما به خلاف جرم از تو نباشد گنه از بخت منست [گل]

همایون

سلام دوست بسیار خوبم از محبت ها و همدلی هایتان بسیار ممنونم شاد باشید [لبخند][گل][گل][گل][گل][گل]