عاشقانه ها

 

 

ازنازچه می خندی بردیده که می گرید

این دیده زمانی نیزخندیده که می گرید

چون دیده توراسرمست ازباده اغیاری

درخون خودازغیرت غلطیده که می گرید

تنهانه ازین مردم صدروی وریادیده

ازمردمک خودهم بددیده که می گرید

لب نیک وبددنیاناخوانده که می خندد

چشم آخرهرکاری پائیده که می گرید

صدداغ نهان دارداین سینه که می سوزد

صدگونه بلادیده است این دیده که می گرید

"علی اشتری"

/ 7 نظر / 3 بازدید
لیلی

سلام آسیه عزیز وبلاگ زیبایی دارید... خوشحالم که به ما هم سر زدید. همیشه شاد و پیروز و سربلند باشید.... راستی این شعرهای زیبا اثر خودتان است؟[لبخند]

محمد

[گل][گل][گل][گل][گل][گل][لبخند][لبخند][لبخند][لبخند][گل]

محمد

[گل][گل][گل][گل][گل][گل][لبخند][لبخند][لبخند][لبخند][گل]

آرامش

راز دریا را بیاموز... دریا با آنکه عمیق است اما امواجی را که در سطحش هستند، سرکوب نمی کند بلکه اجازه می دهد به ساحل برسند. توهم مثل دریا امواج سطحی و زودگذر زندگی ات را به سمت بهترین ها هدایت کن! [گل][گل][گل][گل][گل][گل] زیبا بود و دلنشین موفق باشی[لبخند]

مردآشوب -حسن رفعت پور

سلام دوست من به روزم باغزل عاشقانه ( خدا به چند ؟ ) با صداي شاعر (فايل صوتي) بيا به ديدنم منتظرم با تبادل لینک موافقی بهم بگو [گل]

ملاحت

چون دیده ترا سرمست از باده اغیاری در خون خود از غیرت غلتیده که میگرید راحله یادته وقتی میخواستیم مشاعره کنیم از جان توی بیتها کار میذاشتیم تا حس حقیقی اون زنده بشه.. دلم برای یه مشاعره با حریفای قدر لک زده