.


روی پیشانی بختم خط به خط چین دیده ام
بسکه خود را در دل آیینه غمگین دیده ام

مو سپیدم مو سپیدم موسپیدم مو سپید
گرگ باران دیده هستم، برف سنگین دیده ام

آه یک چشمم زلیخا آن یکی یعقوب شد
حال یوسف را ببینم با کدامین دیده ام؟

آشنا هستی به چشمم صبر کن، قدری بخند
یادم آمد، من تورا روز نخستین دیده ام

بیستون دیشب به چشمم جاده ای هموار بود
ابن سیرین را خبر کن، خواب شیرین دیده ام

سید حمیدرضا برقعی

/ 6 نظر / 9 بازدید
همایون

سلام بر دوست خوبم بسیار شعر جالبی را انتخاب کردید تشکر فراوان [لبخند][گل][گل][گل][گل][گل]

آرامش

سلام زیبا مثل همیشه [گل]

یه مرد امیدوار

همیشه این داستان خوابگذار شدن ابن سیرین برای من زیبا بوده خوب باشین همیشه

ramin

عرض ادب و احترام [گل]