...


شب‌ها که سکوت است و سکوت است و سیاهی
آوای تو می‌خواندم از لایتناهی



آوای تو می‌آردم از شوق به پرواز
شب‌ها که سکوت است و سکوت است و سیاهی



امواج نوای تو به من می‌رسد از دور
دریایی و من تشنه ی مهر تو چو ماهی



وین شعله که با هر نفسم می‌جهد از جان
خوش می‌دهد از گرمی این شوق گواهی



دیدار تو گر صبح ابد هم دهدم دست
من سرخوشم از لذت این چشم به راهی



ای عشق تو را دارم و دارای جهانم 
همواره تویی هر چه تو گویی و تو خواهی

 



"فریدون مشیری"

/ 7 نظر / 10 بازدید
آسمان آبی

بسیارعالی بود/ازشعرهیچ نمیدانم اماهمیشه باخواندن شعرمشیری درمن حس عجیبی برانگیخته می شودکه ترغیبم می کندتاکلماتی رادریک غالب هرچندناموزون وبی اعتبارریخته وسیاه مشقی ازکلام که درنهایت پاره ودورریخته می شود(باصطلاح شعری می سرایم) امضا:دلنوشته

وفا

سلام ، آدمي كه منتظرست هيچ نشاني ندارد ، فقط با هر صدايي برميگردد . مشيري از نوادري ست كه تلنگر ميزند كه برگردم . زيبا بود . ممنون .[منتظر]

عادله

lovely it was

همایون

سلام دوست خوبم انتخاب بسیار زیبائی بود تشکر [لبخند][گل][گل][گل][گل][گل]

آرامش

از قاب خاطره ها که به دیوار دلم آویخته ام خاطره هایت را می تکاندم چیزی عوض نشده بود طعـم بـاران ؛ بـوی اطلسـی ها ؛ نیمکت نم خورده و دستان تـو که در دسـت مـن نبود .....

همایون

[لبخند][گل][گل][گل][گل][گل]