ازکتابها

12.پله پله تاملاقات خدا

اثردکترعبدالحسین زرین کوب

شرح زندگی مولانا جلال الدین محمدبلخی است.دکترزرین کوب بانثری

شیواوزبانی پرازلطایف عرفانی خواننده راگام به گام درکوچه پسکوچه های

قونیه می گرداند،درمحضردرس مولانا می نشاند،درپچ پچه های مردم علیه

 شمس فالگوش  می ایستاند،دربازار زرگران به سماع میدارد وضرباهنگ

عشق سرشارمولانارادرجسم وجان خواننده می دواند.

یکی اززیباترین آثاری بودکه ازتاریخ متقدمین خوانده ام.

 

 

/ 3 نظر / 4 بازدید
آرامش

در پس پنجره کسی هست که مرا می خواند.... باران نم نمک می بارد.... که چه زیباست صدایش....چه طنینی دارد.... انتظارم به پایان آمد. قاصدکم خوش خبر بود، بوی او را می داد.... ....خبر از او آورد!!!.... خنده هایت که چه زیبا بود.... دست هایت که چه با محبت.... چه زود گذشت و نمی دانم چگونه گذشت.... ای کاش تنها می دانستم چه شد بر من، چه شد بر تو. آه که چه بیهوده می اندیشیم. ....صبر پایان همه انتظارهاست!!!.... [گل][گل][گل][گل][گل]

آرامش

دلم برای شب تنگ است؛ دستت را بالين سرم کن؛ راه شب را گم کرده ام گيسوانت را به نفسهايم بسپار تا شب را بو بکشم؛ دلم برای شب تنگ است و لالايي مرا به خاطره ها ببر [گل][گل][لبخند][لبخند][گل][گل]

آرامش

سلام آسیه جان خوبی دوست گلم ممنون که سر زدی خیلی خیلی شرمندم کردی امدوارم بتونم جبران کنم موفق باشید[گل][گل][گل][گل]