.

مادرم ،
پیامبری بود

با یک زنبیل پر از معجزه...


یادم هست در اولین سوز زمستانی

النگویش را
به بخاری تبدیل کرد.
 
 


"تارا محمد صالحی"

/ 10 نظر / 8 بازدید
چهارفرسخ نامه

بسیار زیبا ویک دنیا مفهوم داشت ممنون از اشعار زیبایی که میذارین[گل]

امير

سلام امروز مرا به روز هاي خاطره بردي و دلم را در آن روز ها جا گذاشتم. مادر بهترين واژه من در تمام زندگيست كه يك شب حوالي صبح جلوي چشمم به آسمان رفت.اين جمله مرا به آتش مي كشد: وقتی کودکند می خواهند برای مادرشان هدیه بخرند ولی پول ندارند . ... وقتی که بزرگتر می شوند ، پول دارند ، ولی وقتِ هدیه خریدن ندارند. ... وقتی که پیر می شوند ، پول دارند ؛ وقت هم دارند ، ولی مادر ندارند !

همایون

سلام دوستم بسیار زیبا بود تشکر [لبخند][گل][گل][گل][گل][گل]

آرامش

شعر قشنگی بود دوسش داشتم[گل]

همایون

سلام دوست خوبم فوق العاده زیبا بود تشکر [لبخند][گل][گل][گل][گل][گل]

وفا

با اين انتخاب زيبا پاكترين احساس را به تصوير كشيدي ممنونم [گل][گل][گل]

همایون

[لبخند][گل][گل][گل][گل][گل]

همایون

[لبخند][گل][گل][گل][گل][گل]

م.ش

زیبا بود ممنون

امير

تا كي به چنين پست كنيم عادت و هي بال فرشته ؛ هي نان برشته!!!