ازخانه بیرون می زنم اما کجا امشب؟

شایدتومیخواهی مرادرکوچه ها امشب

پشت ستون سایه ها روی درخت شب

می جویم امانیستی درهیچ جا امشب

هرشب صدای پای تو می آمد ازهرچیز

حتی زبرگی هم نمی آیدصدا امشب

ها!سایه ای دیدم شبیهت نیست اماحیف

ای کاش می دیدم به چشمانم خطا امشب

امشب زپشت ابرهابیرون نیامد ماه

بشکن قرق راماه من !بیرون بیا امشب

گشتم تمام کوچه هارایک نفس هم نیست

شایدکه بخشیده است دنیارابه ما امشب

ای ماجرای شعروشبهای جنون من!

آخرچگونه سرکنم بی ماجرا امشب ؟...