دوستت دارم:چیزی جزاین جمله نمی توانم بنویسم،چیزی

جزاین جمله برای نوشتن نمی یابم،تونوشتن آن رابه من

 آموختی،توصحیح بیان کردن آن رابه من آموختی،صحیح بیان

کردنش را،باتامل بسیار،هرکلمه جداگانه ،به درازای  چندین

قرن،باهمان کندی دوست داشتنی  ای که خاص توبود.

دوستت دارم _این پررمزترین کلام است،تنهاکلامی که

سزاواراست تادرطول قرنهاتعبیرشود.وقتی بیان می

 شود،درسکوت،در رازمرگ تازه تو_درکلمه آخر،"م"تقریبا شنیده

 نمی شود،بال می گشایدوپرواز می کند.

ژیسلن دوستت دارم،محال است این جمله رابه زمان گذشته

 بنویسم.گلها برمزارت درسن اندوراس ،یک هفته

بعدازخاکسپاری پژمردند،دوستت دارم ،این کلام زنده می

 ماندومدت زمانی که برای بیان آن لازم است،تمام طول زندگی

رادربر می گیرد، نه کم تر،نه بیش تر.

"فراترازبودن"

"کریستین بوبن"