معرفت نفس

دلهای شما درسکوت از اسرار روزوشب ها آگاه است.

اما گوشهای شما تشنه شنیدن آن دانش قلبی درصوت وصداست.

شمادوست داریدآنچه راپیوسته دردل دانایتان بوده است درصورت کلمات   نیز دریابید.

و با انگشت کلمات، بدن عریان احلام وآرمانهایتان را لمس کنید

وچه خوش که چنین شوقی درشماست.

زیراچشمه پنهان روح شما باید زمزمه کنان به سوی دریا سیر کند و گنجهای درون بی انتهایتان

باید که درپیش چشمهای شما ظاهرشود.

اما هیچ ترازویی  مجویید که گنجهای ناشناخته شمارا بسنجدو درپی آن مباشید که با چوبدست

کلام، ژرفای بحردرون را بپیمایید.

زیرا نفس آدمی دریایی است که ازحدّو مرز ، بیرون است.

وروح تنها بر یک خط، سیرنمی کند ومانند یک  نی  نمی روید.

بلکه روح، طومارهستی خودرا می گشاید

همچون نیلوفرآبی با گلبرگهای  بیشمار

 

"پیامبر"

جبران خلیل جبران