کوچولوکه بودی یه فرفری گردوگلوله بودی .باتوهستم پسرم که همه امید من بودی وهمه آرزوی آنچه نبودم ونشده بودم.هرشب قبل ازآمدنت قل هوالله برایت میخواندم وباچندضربه آگاهت میکردم .آنوقت توباپاهای کوچولویت جواب ضربه های مرامیدادی!

بدنیاکه آمدی هرروز برای خواباندنت قبل ازلالایی یک حمدوقل هوالله میخواندم...

تازه زبان باز کرده بودی :بابا.ماما.آبا.یک روزخسته ازکارروزانه درازکشیده بودم وتوروی من درحال کله معلق زدن بودی که شنیدم باآن صدای نازک کودکانه:«یاکنعبدو یاکنستعین»...!آه !پریدم ودرآغوشت گرفتم پس توعزیزمن تمام آن مدت درحال آموزش دیدن بودی...

 

 

 

   ششماهگی نشستی

 

 

بایدمیدانستم،6 ماهگی نشستی.7ماهگی دندان آوردی و8ماهگی راه افتادی!پدیده ای نادر درعلم پزشکی:کودکان معمولادر11 تا 13 ماهگی بدون کمک میتوانندراه برونداماتوعزیزمن در8ماهگی می دویدی...مثل الان ومثل همیشه که همچنان درطلب فضایل وعلوم بیشتروپیشترازسنت میدوی.  

 

 

 

      8ماهگی درحال دویدن

 

 

 

2ساله بودی که ساعت رایاد گرفتی!

3 سالگی باسوادشدی!تابلومیخواندی ونامه می نوشتی!برای پائولوکوئیلو راجع به امام حسین!

5ساله بودی که همراه پدرت پایان نامه می نوشتی وراجع به برنامه سوم توسعه سخنرانی میکردی!تنهابچه باسواد آمادگی بودی وتا6سالگی چندین وچندشغل عوض کردی:آرایشگری،آژانسی،کارگردانی...یادته یک سال عید دم دراتاق پذیرائیمان تابلوزدی:

ورود افرادبیشتراز30 نفر واستعمال موادمخدرممنوع!

گفتم: رضاجان؟!!

بازهم باآن صدای نازک کودکانه گفتی« آخه مامان اتاق مابیشتراز30 نفرجا نداره تازه خودت گفتی موادمخدرچیزبدیه!!!».

ازمهمانهای عید که باشکلات پذیرایی می کردی میگفتی« فقط یکی !»

-رضاجان!؟

-آخه تموم میشه!

وتمام غصه ات این بودکه اگربابابزرگت بخواهدشب پیش مابماند«مارختخواب نداریم»!!!

 

 

          رضادرسه سالگی

 

 

 

آخ ازکودکیهای تورضاکه پربودازنوآوری وایده وکتاب وفکرو عطش آموختن...ازهرسوالی حداقل دومنظورداشتی.کلاس اول که بودی جمع های 3رقمی راذهنی انجام میدادی!کلاس دوم جدول ضرب راازبرشدی وجزء30 قرآن راحفظ کردی.کلاس سوم اولین شعرجدی ات رابه درخواست آقای نصیری سرودی راجع به دزدی که ازبی پولی دزدی میکردوبعدازاینکه پسرصاحبخانه غذایش رابه اوداد،بااودوست شد!یادت هست؟

پدیده ای بودی عزیزم...

وهستی.

اولین وبلاگت رااول راهنمایی که بودی براه انداختی.اولین تحقیقت راجع به موجودات فرازمینی بودکه مقام سوم استانی راآورد.

والان که زمزمه های شبانه روزت نغمات والحان قرآنی است ومن که سراسر روزوشب تورا به خدامیسپارم ولحظه لحظه زندگی رابخاطرنعمت وجودگرانبهای توشکرگزارم...وامیددارم به آینده توکه به روشنی آفتاب عالمتاب باشد وچنانچه همواره برایت دعا میکردم منشاخیرباشی برای همه خلق خداوالبته بزرگترین آرزویم که انشاله دررکاب آقا وازسربازان صدیقش باشی انشالله.

 

 

 

 

      .رضای اکنون من