وقتی فرشته نگهبانتان  بخواهدباشماسخن بگوید،اززبان نزدیکترین شخص آن حرفهاراخواهیدشنید.

12 اسفند79،عصرکاربودم ودرتنهایی وبی همزبانی بخش درآن لحظه که ناامیدی  ویاس برتمام وجودم مستولی بود،بیماری این نوشته رابدستم داد تابخوانم. نه  بمن گفت ازکجا آورده  نه اینکه چرابه من داده .  هنوزهم نمیدانم این نوشته  ازکیست .اماچنان آرامشی بعدازخواندن آن  بمن دست داد که دیگرنتوانستم آنراازخوددورکنم.

پروردگارا،به درگاه توپناه می آورم .تونیزپناهم بخش تاموجودی آزمند وخویشتن دوست نباشم.

مگذارکه صولت خشم ،حصاربردباری مرادرهم بشکندوحمله حسد،قناعت فطرت مرابه خفت ومذلت فروکشاند.

پروردگارا ازخصلت طمع که دنائت آورد وآبروبرد ،ازبدخوئی که دل دوستان بشکندوبه دشمنان نیرو بخشد ،ازلجاج شهوت که همت های بلندراپست سازدوپرده عفاف وعصمت  راچاک زند به درگاه توپناه می آورم.

پروردگارا      ازحمیت های جاهلانه وعصبیت های ناهنجارکه حرمت انسانیت پاس نداردو به حریم اجتماع پای تعدی وتجاوزبگذارد به ذات اقدس توپناه می آورم.

پروردگارا          روامدارکه سربه دنبال هوس بگذارم ودرظلمت جهل وظلال ازچراغ هدایت به دورافتم وبیغوله راازشاهراه باز نشناسم.روامدارکه به خواب غفلت فروافتم وکیفر غفلت خویش ببینم.روامدارکه بخاطرهوس خویش پای بطلان برعنوان حق گذارم وباطل رابرحق برگزینم.

پروردگارا           مگذاردامان وجودم به پلیدیهای گناه بیالایدومگذارکه معصیتهارا- هرچندهم که کوچک باشد-کوچک بشمارم ونسبت به ملاهی ومناهی بی پرواباشم.

وهمچنان روامدارکه طاعت اندک خویش رابسیارببینم وبه خویشتن ببالم وگردن استکبار

وافتخاربرافروزم وبه کیفراین خودبینی وخوودپرستی ازادراک فضایل ومکارم فرومانم.

به توپناه می برم وازتومی خواهم مراپناه دهی وآتش نخوت وغرور به خرمن اعمال من درنیندازی.

پروردگارا          بربیچارگی ما ترحم فرمای ومگذارکه نسبت به زیردستان خشم وخشونت روا داریم وبرآنان سخت ودشواربگیریم.آن چنان کن که خاطرزیردستان ما ازدست مانرنجدوزیردستان ماکه درحق مامحبت ومرحمت رواداشته انداز پاداش سپاس ما خشنودشوند.آنچنان کن که قدرنعمت بدانیم وشکرنعمت  به جای آریم.

پروردگارا به درگاه توپناه می آورم ازاینکه ظالمی رادرمظالم کردارش بستایم و   یا بدو    درکردارناهنجارش پشتیبانی وکمک دهم.به توپناه می برم ازینکه مظلومی رادرچنگال ستمکاران  وابگذارم وتآنجا که قدرت دارم ازحمایتش مضایقه کنم.به توپناه می برم که به حق خویش اکتفانکنم واازحدخویش پای به دربرم وآنچه راشایسته من نیست تمنابدارم.

پروردگارا      به توپناه می برم که ازآنچه نمیدانم سخن بگویم وراه جویان را    هم چون

خویشتن درتپه گمراهی وضلالت سرگردان سازم.خدایابه درگاه توپناه می آورم که همچون

فرومایگان ازکاروکردارخویش راضی باشم ودربرابردیگران گردن کشانه لب به خودستایی بگشایم.

الهی روامدارکه پنهان ماازپیدای ما ناستوده ترشودو    ورای صورت آراسته ،سیرتی زشت وناهموارنهفته باشد.

خدایاشرمسارم که برای دریای احسانت دلی سیاه وخسته وشکسته دارم.